سه‌شنبه ۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۲:۳۷
نظرات: ۱
۰
-
[ پیام فضلی نژاد ] درسِ نیم قرن

متاسفانه قدرتمندان ما، همانطور که «دین» را بر خود تنگ گرفتند، «فکر» را نیز نزد خود محدود ساختند و از توسعه منابع شناختی به منظور حکمرانی بهتر غفلت ورزیدند.

پیام فضلی‌نژاد - روزنامه اطلاعات: پس از وقوع هر حادثه و فاجعه‌ای در کشور، حکمرانان و دولتمردان با صدور بیانیه‌ها و ایراد سخنرانی‌هایی، همواره بر لزوم «شناختن ریشه‌های بحران» تاکید می‌کنند و با ابراز تاسف شدید از «غفلت‌های موجود»، وعده شنیدن صدای مردم، جوانان، زنان و… را می‌دهند. چنانکه گویی هربار، برای اولین‌بار است که با مسائل و مصائب جامعه ایرانی مواجه می‌گردند و از شدت انباشت مشکلات یا از نحوه رفتار اجتماعی، غافلگیر و متعحب می‌شوند. از این رو، هر بار نیز با ملت پیمان می‌بندند که بر اوضاع مسلط خواهند شد و تعهد می‌دهند که به کج‌روی‌ها پایان خواهند داد.

اقشار گسترده‌ای در جامعه، نخبگان و متفکران سال‌هاست از این مصیبتِ «غافلگیریِ دائمی» در نظام حکمرانی به ستوه آمده‌اند؛ خطایی شناختی که فقط منحصر به ابربحران‌هایی مانند اعتراضات عمومی نیست، بلکه از نیمه دهه ۱۳۷۰ و در انتخابات‌های گوناگون نیز رخ داد و هنگامی که نتیجه آرا یا میزان مشارکت با سلایق حاکم همخوان نبود، همین تفسیرها از ترییون‌های رسمی در باب شنیدن «صدای مردم» ارائه می‌گشت.

وانگهی، از یک دهه پیش که تنش‌های بزرگ سرزمینی، آبی، انرژی، غذایی، جمعیتی، نسلی، زیست‌محیطی و… به مرحله‌ای خطرناک و گاه بازگشت‌ناپذیر در کشورمان رسید، این غافلگیری‌ها خود را بیشتر نشان داد. در همه این برهه‌های حساس، متاسفانه آنچه حاکمان ما از آن غفلت می‌کردند، همان بود که اکثر دانشوران ما دلسوزانه به آن اهتمام داشتند و درباره‌اش هشدارهای پیاپی می‌دادند، اما «صدای متفکران» هم مانند صدای مردم شنیده نشد.

باری، دیوان‌سالاران ما دچار ضعف مزمن در شناخت وضع موجود کشور هستند و البته، این عارضه کشنده در دوره جمهوری اسلامی پدید نیامده و ریشه در تحولات یک سده گذشته دارد. برای نمونه، سرنوشت «طرح ملی آینده‌نگری» که سال ۱۳۵۳، چهار سال پیش از پیروزی انقلاب، و با هدف شناخت افکار عمومی (توسط دو جامعه‌شناس فقید ایرانی، دکتر مجید تهرانیان و دکتر علی اسدی) به اجرا درآمد، بسیار درس‌آموز است.

این پروژه در ۲۳ شهر و ۵۲ روستا با جامعه آماری گسترده انجام شد: شش هزار نفر از مخاطبان بالقوه رسانه، ۸۰۰ چهره فرهنگی و سیاسی، سه هزار کارمند رادیو و تلویزیون. تحلیل داده‌ها از سوی مین کامپیوترهای CNRS با همکاری مرکز ملی مطالعات علمی فرانسه به نتیجه رسید. همانطور که دکتر فریدون مجلسی درباره این پروژه کلیدی و کتاب «صدایی که شنیده نشد» (نشر نی) شرح داده‌اند، نتایج حیرت‌انگیز بود.

تضادی آشکار میان افکار عمومی و تصویری که حکومت از جامعه داشت، به چشم می‌خورد. مردم درگیر شکاف فرهنگی، فقر آموزشی، نارضایتی سیاسی و گرایش روزافزون به مذهب بودند، اما حاکمیت به سوی دیگری می‌رفت. براساس یافته‌های این طرح، در آن فضا بسیاری از برنامه‌های تلویزیون، نه با جامعه و نه حتی با روشنفکران، ارتباط نمی‌گرفت؛ تنها ۹ درصد از مردم مرتب کتاب می‌خواندند و جامعه از نظر سواد رسانه‌ای و فرهنگی در نقطه بحرانی بود. مشخص شد تنها ۳۰ درصد از مردم در انتخابات مجلس و ۲۳ درصد در انتخابات محلی شرکت کرده‌اند، ۹۰ درصد دانشجویان، سیاستمداران را ناصالح می‌پنداشتند و ۵۰ درصد آن‌ها، بزرگترین مشکل کشور را نابرابری، فساد و بی‌عدالتی می‌دانستند، اما سیستم سیاسی گوش نمی‌داد و حتی هشدارهای درون حکومت را هم نادیده می‌گرفت.

«طرح آینده‌نگری» نشان داد که توسعه نامتوازن و شتابان در برخی وجوه از یک سو و غفلت حکومت از دیگر ساحات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی از سوی دیگر، زمینه‌ساز انفجاری بزرگ خواهد شد. فقط چهار سال پس از ارائه این نتایج، انقلاب اسلامی به وقوع پیوست، در حالی که دیوان‌سالاران در آن سال‌ها، نتایج این پژوهش ملی را غرب‌زده و کار نظرسنجی با پرسش‌نامه را «بی‌محتوا» دانستند و عملا آن را بایگانی کردند. این صدایی بود که شنیده نشد؛ صدای یک انفجار که برخی دانشمندان ایرانی آن را پیش از وقوع شنیدند. 

امروزه نیز براساس پیمایش‌های معتبر در باب «وضع موجود» (۱۴۰۴-۱۴۰۳) حدود ۶۰ درصد جوانان ما علاقه خود را به رعایت آداب دینی از دست داده‌اند و ۷۰ درصد آن‌ها تمایل دارند که قوانین و مقررات برپایه عرف تنظیم شود. این نشان‌دهنده تنزل جایگاه دین در میان این گروه سنی است. میزان مخاطبان وفادار تلویزیون در میان جوانان ۱۸ تا ۳۴ سال به ۱۰ درصد رسیده است.

در مقابل، در پنج سال گذشته مخاطبان وفادار ماهواره تقریبا ۵۰ درصد رشد داشته و این نشان‌دهنده کاهش مرجعیت ملی است که باید تنزل رتبه دیگر مراجع فکری را نیز به آن افزود. ۸۰ درصد از مردم کم یا خیلی کم به دیگر اعضای جامعه اعتماد دارند.

اندکی بیش از نیمی از مردم به آینده ایران خوشبین و بقیه بدبین هستند. همچنین، ۷۰ درصد مردان گفته‌اند که اگر جنگی علیه ایران رخ دهد، حتما برای دفاع از کشور در جنگ حاضر خواهند شد و حدود ۶۰ درصد مردم معتقدند که در ۵۰ سال آینده اهمیت ایران در جهان بیشتر از امروز خواهد بود.* علائم موجود، خصوصا در گروه سنی نوجوان و جوان، هشدار دهنده است، هرچند که بارقه‌های امید نیز کم نیست، اما صداها را باید به موقع شنید، نه هنگامی که بحران‌ها به مرحله‌ای بازگشت‌ناپذیر می‌رسند. 

نشنیدن صدای متفکران مصلح، ناشی از خطای «انحصارگرایی معرفتی» است که از نظر تاریخی و فلسفی به تمایل قدرت‌های حاکم برای کنترل علم و معرفت بازمی‌گردد. بیشتر قدرت‌ها در جهان تمایل دارند تا تفسیر خود را از «واقعیت» ارائه دهند و آن را با استدلال‌های گوناگون به مردم بقبولانند؛ برای همین هم تلاش می‌کنند تا مرزهای دانش و اعتبار آن‌ را خودشان ترسیم کنند و دیگرانی را که با نظرگاه آنان همراهی نمی‌کنند، جاهل و غافل و چه بسا خائن بنامند.

در مسیر این انحصارگرایی معرفتی، قدرت‌ها در نهایت بیش از دیگران ضرر می‌کنند، چرا که نمی‌توانند در این جهان متحول، با محدود ساختن منابع شناخت و توسل به یک معرفت تک منبعی، حکومت‌داری و جامعه‌پردازی کنند. از این رو، همه قدرت‌ها باید به نحو دائمی، منابع معرفتی و گستره شناخت خود را تصحیح و وسیع‌ سازند تا بتوانند به تصویری جامع از واقعیت موجود دست یابند. قدرتی که از دانش و تفکر جدا شود، نه تنها از شناخت جامعه، بلکه از شناخت ضعف‌ها و قوت‌های خود نیز بازمی‌ماند. 

بنابراین، درسی که طی نیم قرن می‌توان از دو پژوهش آینده‌نگری (۱۳۵۳) و وضع موجود (۱۴۰۳) آموخت این است که نباید با برچسب‌زدن به نخبگان منتقد و متفکران مصلح، واقعیت‌های موجود را تحریف کرد و یک نقاب جعلی برای آن‌ها ساخت. واقعیت را نمی‌توان پنهان یا جعل کرد، اما می‌توان با تفسیر علمی و سیاستگذاری کارآمد برای تغییر سازنده آن کوشید.

متاسفانه قدرتمندان ما، همانطور که «دین» را بر خود تنگ گرفتند، «فکر» را نیز نزد خود محدود ساختند و از توسعه منابع شناختی به منظور حکمرانی بهتر غفلت ورزیدند. بنابراین، تصحیح خطای انحصارگرایی معرفتی، وظیفه فوری دستگاه دیوان‌سالاری کشور است و عبور از این «دام‌های شناختی» منجر به احیای کارخانه قدرت‌سازیِ ملی خواهد شد. صدای مردم و متفکران، این بار باید شنیده شود.

* منابع در دفتر روزنامه محفوظ است.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی